لطايف قرآني (49)

یا ذَالقَرنَینِ ، اِنَّ یَاء جوجَ وَ مَاءجوج ..

 

دیوانه ای در شهر بغداد از آزار و سنگ اندازی کودکان می گریخت تا این که به خواجۀ بزرگواری رسید ، به نزدش دوید و این ایه را خواند .

یا ذَالقَرنَینِ اِنِّ یَا جُوجَ و مَاجُوجَ مُفسِدُونَ فِی الَرضِ فَهَل لَکَ خَرجاً عَلی اَن نَجعَلَ بَینَنا وَ بَینَهُم سَدَاً ( کهف / 94

ای ذوالقرنین ، یا جوج و ماجوج ، فساد [ و خونریزی ] می کنند ، آیا چنان که ما خرج آن را به عهده بگیریم ، سدّی میان ما و آنها می بندی [ که از شرّ آنان آسوده شویم ]؟ 

خواجه از اقتباس او به این آیه متعجّب شد و کودکان را از آزار او بازداشت و از طعام ، سیرش ساخت .

مجله بشارت ، سال دوم ، شماره دهم ، ص 62