لطايف قرآني (50)

لَهُ بابٌ باطِنُهُ فیِه الرحمَة ..

 

دیوانه ای از ترس سنگ اندازی کودکان می گریخت تا به خانه ی خواجه ای رسید و چون در باز بود به دورون رفت و در را بست . کودکان بیرون خانه ، سنگ به دست به انتظار او نشستند صاحب خانه چون دیوانه را سر و پا برهنه و مجروح دید ، دلش به حال او سوخت و به غلامان خود گفت تا مقداری غذا برایش آوردند . دیوانه که آن غذای لذیذ را دید این آیه را خواند :

... لَهُ بابٌ فیِه الرَّحمَة وَ ظاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ العَذابُ ... ( حدید / 13 )

آن حصار ، دری دارد که باطن و درون آن رحمت است و از جانب ظاهر ، عذاب خواهد بود .

با این آیه ، هم به لطف صاحب خانه اشاره کرد و هم به عذایی که بیرون درب در انتظارش بود . خواجه از این اقتباس او خوشش آمد و گفت تا اطفال را از آنجا راندند و به او هدایایی داد.

منبع : مجله بشارت ، سال دوم ، شماره دهم ، ص 62