حكايت قرآني
حكايت قرآني
امام خميني (ره ) و احترام به قرآن

روزي يك نفر تعدادي قرآن به قطع كوچك كه فقط محتوي چند سوره بود
آورد تا امام امضاء كنند و براي رزمندگان جبهه هديه ببرند . چون تعداد زياد
بود گفتم اين كار وقت امام را مي گيرد . آن شخص اكتفا كرد كه قرآنها به
دست امام برسد و تبرك شود قرآنها را كه در يك پاكت بزرگ بود نزد امام
برديم .
در آخر كار كه مي خواستيم كه از خدمت امام بر گرديم يكي از اقايان پاكت
قرآنها را برداشت و به طرف دست حضرت امام برد .
معظم له به گمان آنكه طبق معمول كه گاهي نبات و امثال آن را براي
تبرك مي برديم دستشان را جلو آوردند وقتي چشمشان به داخل پاكت
افتاد فرمودند :
چيست ؟ گفتيم : اينها قرآنهايي است كه مي خواستند تبرك شود .
امام كه هميشه حركاتشان كاملا آرام بود به طور بي سابقه مضطربانه
دستشان را عقب كشيد و عتاب آميز فرمودند :
من قرآْن را تبرك كنم ؟ اين چه كارهايي است كه مي كنيد ؟
در مورد قرآن نكات بسيار جالبي از امام ديده شده است . گاهي به دلايلي
قرآنهايي را كه در كيف دستي به محضر مي برديم . در دفعات اولي اتفاق
افتاد كه بدون توجه قرآن را با چيزهاي ديگر از كيف بيرون آورده روي زمين
مي گذاشتيم . امام كه مراقب بودند فرمودند :
قرآن را روي زمين نگذاريد و بلافاصله دستشان را جلو آورده ، آن را گرفتند و
روي ميز قرار مي دادند .
يك بار هم همه ديدند كه امام در يك مراسم در جماران به طور استثنايي به
جاي آنكه از جايگاه روي صندلي بنشيند وقتي وارد شدند روي زمين
نشستند و اين روزي بود كه بردگان مسابقه قرائت قران آمده بودند و قرار
بود در آن جلسه چند آيه تلاوت شود .
به نام خداوند بخشنده مهربان اين جانب مديون معلم قرآن و اخلاق خادم الشهدا مرحوم و مغفور حاج مسعود يزدي باغبان هستم لذا سعي مي كنم كه تا آنجاكه بتوانم حق اين عزيز بزرگ و سفركرده را به جاي بيارم لذا به اميد خداوند تبارك وتعالي مطالب كتاب ايشان را كه نام تنها ترين ها در قرآن مي باشد را در اين وبلاگ درج مي مي نمايم